جنوب
همه ی هیچهام برای تو درد می کند که هنوز دست از پشت نقابم بیرون نیاورده ام و گیلاس از پس نیم کاسه که پشت پام به پام لگام می زند و از نیم خوابگیم با باران می اندازدم. این که نیمه تنگ این راه به کجا ختم می شود و تو قرار است قافله کدام پنجره را لخت کنی خسته ام می کند . من درد هام بوی خودم گرفته است بوی همین که میان استخوان هام می پیچد و از دالانی به دالان دیگر می پوساندم. . . . هیچ که میان استخوانهات بپیچد تازه من می شوی من با این دو گیلاس نارس در مشت و این همه نقاب بر گرده. . سه نکته ۱- هیرو در لهجه محلی منطقه ی من دشتی و اکثر مناطق استان بوشهر و شاید منطقه جنوب کشور جنوب معنی می ده و من هم اهل هیرو هستم هیرو ولات. ۲- کتابمون دیگه داره چاپ می شه مجوزش رو گرفتیم که مثل همه ی کتابای این روزا حذفیاتی داره که باید رعایتشون کنیم. این کتاب که با نام <<ماه مچاله بر پیشانی برکه >>چاپ می شه محصول چند سال کار شاعری من ِ مرتضا بصراوی و عباس قبادی دو تا از دوستای گرانقدرم در عرصه ی شعر و شاعری است. به زودی می تونین تو کتابفروشی سراغش رو بگیرین. ۳-من نمی تونم بگم که غزل سرام یه زمانی شاید به جرات می تونستم اینو بگم ولی امروز دیگه نه! این غزل رو به یاد همون روزای غزلی اینجا می نویسم. هيچ از پنجره اينجا خبري نيست كه نيست به جز آغوش زمين باز دري نيست كه نيست عادت طاقچه ها گردو غباري شده است و از امروز در ان ها اثري نيست كه نيست قاب تابوت زماني است فراموش شده سخنش حادثه تازه تري نيست كه نيست عنكبوت است كه با تار غزل مي خواند كنج ديوار جز او رهگذري نيست كه نيست مرد گلدان و نديد آخر سر باغچه را پس كه از پنجره اينجا خبري نيست كه نيست دلم دوش سیم می گو عقلت ولش کو ( دلم دیشب بهم می گه عقلت رو ولش کن) و عقلم سیم می گو دل؟ شی گلش کو ( و عقلم بهم می گه دل؟ زیر گلش کن) مو که گیر افتیم بین دو تا سگ ( من که گیر افتادم بین دو تا سگ) کسی نی سیم بگو یل یا ولش کو؟ ( کسی نیست بهم بگه طرف این برم یا اون؟) *********** سرم وک می کو از سر صب تا شوم ( سرم واق واق می کنه از اول صبح تا آخر شب) سی خوش زر می خو از بغداد تا روم ( برای خودش می چرخد از بغداد تا روم) نمی فهمم که تکلیفم چه وامیت ( نمی دونم که عاقبتم چی می شه) می شو شی گل و یا سر دار ری بوم ( زیر خاک می رود ویا بر روی بام بر سر دار) ********** سر دار بلندی گیر کردم ( بر سر دار بلندی گیر افتادم) تو دس تنگ بندی گیر کردم ( تو دستای تنگ یه بند گیر افتادم) اما نه راس پاکش مو دوارتی ( ولی نه راستش رو بخوای من دوباره) و یه ابرو کمندی گیر کردم ( گیر یه ابرو کمند افتادم) ************* تو هی هی های خو آخر گمامبم ( توی هی هی های خودم آخر گم می شوم) و رسوی خاص و عام مردمامبم ( و رسوای خاص و عام مردم می شم) کسی نی سیم بگو چش میت سرم بیت؟ ( کسی نیست بهم بگه چی می خواد به سرم بیاد؟) که ایطری شی دس و پی خومامبم ( که اینطوری زیر دست وپای خودم له می شم) تویه تاریخ نمیدونم خورموج این آب و نان چرخ چو سیل است بی وفا من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست.( مولانا) اگر چه خیلی وقته نیستم تو وب ولی دوباره راغب به اومدن شدم .تا ببینم چه پیش آید. و اینکه من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از این بی خبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو آمدم نعره مزن جامه مدر آمدم نعره مزن آمدم ............................................................................
همه ی دردهام برای هیچ
نوشته شده در Wed 20 Aug 2008ساعت
توسط hiroo| |
نوشته شده در Thu 14 Aug 2008ساعت
توسط hiroo| |
من محلی سرا نیستم ولی این چند تا دو بیتی رو که خیلی هم دوسشون دارم رو می نویسم
نوشته شده در Sun 10 Aug 2008ساعت
توسط hiroo| |
سلام
نوشته شده در Thu 7 Aug 2008ساعت
توسط hiroo| |

